حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )
51
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )
موجود مىبيند و نه معدوم ، و چون به ديدهء بصيرت نظر كرده مىشود وجود كائنات همچو وجود سايهها است زيرا كه سايه موجود نيست به اعتبار جميع مراتب الوجود ، و معدوم نيست به اعتبار جميع مراتب عدم ، و چون ثابت شد كه مجموع كائنات آثار و سايه است ، ثابت شود كه موجود مؤثر ، ذات احديّت است تعالى شأنه . پس بدانكه حجابى كه ميان ما و حق تعالى است امر وجودى نيست ، زيرا كه اگر حجاب ما بين ما و او وجودى بودى لازم بودى كه آن حجاب بما نزديكتر بودى از او و هيچ بما نزديكتر از او نيست پس حقيقت حجاب راجع شود به توهّم حجاب زيرا كه با حق تعالى موجودى ديگر نيست كه حجاب شود ميان ما و او ، و ليكن ما به حسب غلبهء و هم توهّم مىكنيم كه با او وجودى هست كه حجاب شود ميان ما و او . و دليل بر اين كه ميان ما و او حجاب نيست نصّ قرآن عظيم است آنجا كه مىفرمايد : وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ « 37 » و جاى ديگر مىفرمايد : وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ « 38 » و رسول عليه السلام مىفرمايد : كان اللّه و لم يكن شىء معه « 39 »
--> ( 37 ) . آيه 84 از سوره 56 ما به او از شما نزديكتريم ولى شما نمىبينيد . ( 38 ) . قسمتى از آيه 4 از سوره 57 هركجا باشيد خدا با شما است . ( 39 ) . حديث نبوى است يعنى : خدا بود و چيزى با او نبود .